تبليغاتX
بی کلام
ShangoolS
چند وقتیه که با یه موسسه خیریه آشنا شدم که مردمش بی شباهت با مردم بُزن آباد نیستند ، (با این تفاوت که حداقل آب واسه خوردن دارن!) قرار بود چندتا اجرای تئاتر واسشون داشته باشیم ! (۲تا اجرا تهران و ۲ تا هم تو سفری که باهاشون رفتیم مشهد! )

باورم نمی شد، باورم نمی شد که تو تهران خودمون هم یه همچین آدمایی وجود داشته باشن !!!

خیلی خوشحالم ، خیلی خوشحالم که تونستم بچه هایی رو از ته دل بخندونم که خیلی از اوقات دلیلی واسه خندیدن ندارن ! نه تلویریون دارن که به ادا اطوارای لوس سریال ها بخندن ، نه خبری از اس ام اس یا آفلاین و ترک و لر و ... هستش !

باور کنین سخته ، سخته باور این همه محرومیت تو تهران خودمون ! نمی دونم کی رو باید مقصر دونست ؟ کسیکه دم از عدالت میزنه یا کسیکه دم از اصلاحات میزنه یا کسیکه صحبت ....... رو به میون میاره !!!

شایدم باید خدارو مقصر دونست ! هر چی فکر میکنم که خدا از این کاراش چه انگیزه ای داشته نمی فهمم! شایدم من خیلی نفهمم ....

ولی باور کنین خیلی سخته ، خیلی سخته دیدن بعضی چیزایی که من تو این ۲ هفته دیدم !!!

اما شاید ،

شاید باید منتظر بود....!

 

دلتنگ دیدار   

 تا بعد ــ بی کلام !

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 2:3  توسط ShangoolS  |