اول کفش هایت را در می آورند ، گویی باید برهنه گام برداری !
بعد ساعت مچی ...
زمان را از تو می گیرند ~
جیب هایت از اسکناس های مچاله ، سکه ها ، و کلید ها خالی می شوند .
بعد با قیچی به جان لباسهایت می افتند ؛ لخت و عور بر سکویی از کاشی تو را می شویند .
ناگهات در می یابی :
دو بار دیگران تو را شستند !
اما شُستن آدمی ، با آب ، فریب بزرگی است !
دلتنگ دیدار
تابعد _ بی کلام !